غلط ها را اصلاح کنیم
در چند ده ی گذشته آنچه درباره اوضاع اقتصادی کشور از نظر نگارنده بیان آن لازم به نظر می رسید، به صورت نوشتاری و هراز گاه گفتاری عنوان شد، هرچند همچون آب در هاون کوبیدن خالی از فایده بود زیرا هرگز مورد توحه کارگزاران اداره امر اقتصادی کشور قرار نگرفت.
اکنون با توجه به اینکه خواننده عزیزی در تماس تلفنی و سپس حضوری با عنوان کردن اینکه من با شما درباره ضرورت استفاده درست از اصطلاحات، در هر زمینه یی اعم از اقتصادی، سیاسی و یا ادبی و... موافقم، از من خواسته است در چند مورد که بارها به آنها اشاره داشته ام از جمله عنوان "اتاق بازرگانی و صنایع و معادن و کشاورزی" یا اصطلاح "صنایع تبدیلی" یا "گردشگری" و "گرانی" و امثالهم، و البته بنا به خواسته ایشان همه فهم ادای بیان کنم،ومن هم با کمال میل پذیرفتم، از اینرو در این نوشتارکوتاه به آن خواهم پرداخت.
به نظر می رسد پیش از ورود به ادای توضیح درباره موارد مورد اشاره باید یادآور این مهم باشم که به طور کلی همانگونه که اقتصاددر مجموع جز فرآیند "تولید"، "توزیع" و "مصرف" نمی باشد، و به بیان ساده دارای سه زیر بخش اصلی : "کشاورزی"، "صنعت" و "بازرگانی" وامور مربوط نیست . صنعت نیز دارای سه زیربخش: صنایع دستی، کارخانه یی و استخراجی (معدن) می باشد. بنابراین معدن زیربخشی از صنعت است و نه همتراز صنعت یا کشاورزی و بازرگانی در اقتصاد. از این رو آوردن آن در عنوان اتاق به عنوان بخشی مستقل بی معناست و در هیچ یک از کشورهای جهان نیز اتاقی با عنوان اتاق بازرگانی و صنایع و معدن وجود ندارد زیرا معدن بنا به اشاره زیربخش صنعت است.
و اما کشاورزی نیز که دارای سه زیر بخش: "زراعت و باغ داری"، "دام و طیور" و "منابع طبیعی" می باشدکه هیچ یک از سه بخش آن در اتاق حضور ندارند و چنانچه منظور صنایع مربوط باشد که زیر عنوان صنایع قرار دارند، لذا اضافه کردن کشاورزی هم به عنوان اتاق بازرگانی بی معنا و به احتمال سیاسی و یا به هر دلیل دیگر بوده است. زیرا آنچه از کشاورزی با اتاق بازرگانی مرتبط است مانند خرید و فروش تولیدات کشاورزی و یا صنایع غذایی، زیرمجموعه بازرگانی یا صنایع است.
و اما "صنایع تبدیلی" که در واقع منظور صنایع غذائی است، اصطلاحی خنده آور است. به این معنا که مگر صنایع غیر تبدیلی هم وجود دارد که آن راصنایع تبدیلی بنامیم و اصولاً مگر صنعت جز تبدیل است بنابراین جایگزین کردن "صنایع غذائی" با اصطلاح صنایع تبدیلی درست نیست.
برگردان واژه یا اصطلاح "توریسم" به گردشگری که فرهنگستان ادب نیز برآن صحه گذاشته است درست نیست زیرا توریسم دارای انواع متفاوت است و همهِ انواع آن ویژگی گردشگری ندارند. از آن جمله می توان به توریسم درمانی یا توریسم سیاسی و... اشاره کرد که فاقد ویژگی گردشگری به معنای سیاحت می باشند. به نظر می رسد چنانچه به هر دلیل نخواهیم از واژه توریسم استفاده کنیم، برگردان گشت و گذار بهترین برابر فارسیِ توریسم است، هرچند توریسم اصطلاحی جا افتاده در زبان فارسی می باشد.
و اما مورد دیگر واژه گرانی است که به نظر نمی رسد واژه درستی برای وضعیت موجود باشد، زیرا جامعه از نظر اقتصادی فقیر شده است، به هر دلیل ارزش برابری ریال طی چند دهه گذشته به کمی بیش از 7000 برابر کاهش یافته است. لذا سطح زندگی گذشته و حتا حال را نمی توان با ریالِ به شدت کاهش ارزش یافته و سطح تصنعی زندگی برقرار حفظ و ادامه داد.
از این رو هر کوششی جز پذیرش سطح واقعی زندگی برابر با توان واقعی تولیدی کشور، به میزان واقعی مورد اشاره، آن هم با حفظ و تداوم سطح یا استاندارد تصنعی زندگی برقرار جز به تشدید فقر فراگیر نخواهد انجامید.
با کاهش مستمر قدرت خرید ریال، گذران زندگی هر روز بیش از پیش مشکل می شود. بنابراین به حکم مبانی اقتصاد سیاسی باید پذیرفت که با فروش کل منابع و اموال ملی نیز نمی توان سطح تصنعی زندگی برقرار را حفظ کرد، و چنانچه داوطلبانه پذیرای استاندارد واقعی زندگی و کوشش در حفظ و بهبود آن بر نیائیم به مصداق این ضرب المثل کهن: "اگر ناخدا نداند مقصد کدامین بندر است هیچ بادی باد مساعد نخواهد بود." دچار خواهیم شد.