سال به سال دریغ از پارسال (زندگي قسطی و نسیهِ مايحتاج روزانه)
خواننده محترمی که تلفنی با خبرنامه تماس گرفته بود و در آغاز نمی خواست خودش را به نام معرفی کند با عنوان کردن اینکه در اخباری که به درستی درجراید خبر رسانی شده است خرید اقساطی از اتوموبیل و یخچال و قالی و قالیچه و مبلمان و . . . به مایحتاج عمومی روزانه رسیده است و نسیه فروشی سیگار و ماست و پنیر و تحم مرغ و کره و... که به طور قطع و یقین یکی دو نسل جدید شناختی از آن ندارند به نقل از مجيد فراهاني، عضو شوراي شهر تهران که با مسائل شهري سروکار دارد، و ظاهراّ بیش از هر شخص دیگری در این زمینه ميداند عنوان شده است که: 7 دهک جامعه زير خط فقر زندگي ميکنند. پشت شيشه بسياري از فروشگاههاي شهر نوشته شده است «فروش نسيه ممنوع» و هرچه به سمت جنوب شهر حرکت ميکنيم تعداد این مغازهها بيشتر ميشود. هرچندناگفته پیداست که مغازهدارهايي هم هستند که معتقدند اگر اجناس را به مردم قسطي ندهند، آنها چطور شکمشان را سير کنند. در چهار راه مولوي که شاهراه جنوب تهران است، يکي از مغازهدارها ميگويد : «روزانه صدها نفر براي خريد نسیهِ چند عدد تخم مرغ، يک پاکت سيگار و حتي ماسک به من مراجعه ميکنند و من واقعا روي اين را ندارم که آنها را جواب کنم. به هر روی تذکر «نسیه نمی دهیم»، رو به گسترش است و می رود که از آن بیشترین تعداد کسبه شود. سپس پرسش با این مضمون که :« به نظر شما این وضعیت تا کِی می تواند ادامه یابد؟» عنوان شد و در ادامه پرسید : «به نظر شما چاره چیست؟»
پاسخ درست و سنجیده پرسش پرسش کننده گرامی مبنی بر این که: "این وضعیت تا کی می تواند ادامه یابد؟" واقعا به نظر نمی رسد پیش گوئی آن به این سادگی ها باشد که برخی تصور می کنند، و قطعاً من هم از این نظر مستثنا نیستم. اما آنچه را به طور قطع می توانم عنوان کنم این است که وضع ناخوشایند اقتصادی حاکم ناشی از کاهش قدرت چهار پنج هزار برابری قدرت خرید پول ملی، یعنی ریال است که در چند دهه ی اخیر ایجاد شده است. رویدادی که آنهم کلاًحاصل اعمال سیاست های اقتصادی نادرست و مخرب اقتصاد متمرکز و دستوری دولتی و بیش از همه پولی/بانکی ناراست و مدیریت ناکارآمد کارگزاران اداره امور اقتصادی کشور بوده است که همچنان ادامه دارد.
بنابراین باید پذیرفت که ادامه رفتار جاری نه چندان دیر جز نهادینه شدن فراگیر ضرب المثل: "سال به سال دریغ از پارسال" حاصلی در پی نخواهد داشت. از این رو چنانچه آگاهانه و با رفتاری صادقانه و واقع بینی لازم در ساختار و رفتار اقتصادی جاری تجدید نظر اساسی نشود بنا به اشاره نه چندان دیر همگان سر دادن ضرب المثل بالا خواهد شد.
پایان سخن اینکه گوئی هنوز بر کارگزاران اداره امور اقتصادی کشور روشن نشده است که استاندارد تصنعی زندگی برقرار در کشور را که بارها به مناسبت های گوناگون درباره آن به تفصیل اشاره و گفت و گو شده است، ویژه اقتصادهای با درآمد سرانه دست کم 35 هزار دلار است با چاپ اسکناس و افزایش حجم نقدینگی منجر به تورم افسار گسیختهِ منتهی به فروپاشی اقتصادی به هیچ روی نمی توان حفظ کرد.
تنها راه برون رفت از وضعیت اقتصادی کنونی و ورود به مسیر تثبیت اقتصادی رو به پیشرفت، در گروی واقع بینی و تجدید نظر صادقانه در برخورد با مسائل و مشکلات اقتصادی کشور به دور از داوری های فرناس و نسنجیده ناشی از ذهنیت شکل گرفته در اقتصاد مخربِ متمرکزِ و دستوریِ دولتی، تهیه و تدوین برنامه یی در انطباق با توان واقعی کشور ،اعم از توان پویا یا بالفعل مالی، ساختاری و اجرائی کشور برای دست کم چند سال متوالی با تکیه بر تولید انواع کالاهائی می باشد که کشور در تولید آنها از مزیت نسبی برخوردار است، همراه با حذف کلیه هزینه های زائدِ غیر معیشتی و تولیدی، اعم از اداری، تشریفاتی و مالی/پولی با اخذ مالیات از درآمدهای اتفاقی و سرمایه های انباشته از تورم و نه جز این.