جدال کور مردم و دولت
سالهاست جدالی به ظاهر کور میان مردم و دولت برسر تثبیت قدرت خرید ریال، نرخ ارز و به بیان روشن تر نرخ تورم در جریان است. رویدادی که به نظر می رسد پایانی هم بر آن متصور نیست. زیرا طرفین جدال پذیرای این واقعیت نبوده و نیستند و یا نمی خواهند پذیرای واقعیت های حاکم بر فضا و شرایط اقتصادی حاکم و برآیندهای ناشی از آن باشند.
هیچ یک از طرفین این جدال پذیرای این واقعیت نیستندکه استاندارد زندگی برقرار در ایران به ویژه در کلان شهرها استانداردی تصنعی است که به هیچ روی با توان سرانه اقتصادی کشور همخوانی ندارد و همانگونه که بارها اشاره داشته ام به هیچ روی از ویژگی های مانائی برخوردار نیست. هرچند هرگز گوش شنوائی نیافتم.
به هر روی، مردم و به بیان دیگر جامعهِ خواهان تثبیت نرخ ارز، قدرت خرید ریال و در نهایت نرخ تورم از یک سو، کارگزاران امور اقتصادی کشور و مشاوران آنان ازسوی دیگر، یا نمی خواهند یا توجه ندارند که استاندارد زندگی برقرار در ایران استانداردی کاذب و تصنعی است که با تاراج منابع مالی و به بیان روشن تر سرمایه های ملی به گونه یی تصنعی برقرار شده و لذا واقعیت در دوره یی از دید عام پنهان مانده است.
بنابراین باید پذیرای این واقعیت بود که کم و کیف فضا و وضعیت اقتصادی کنونی معلول و ناشی از کاهش مستمر توان تولید سرانه اقتصادی کشور است که طی بیش از چهار دهه با اتلاف منابع یا سرمایه های ملی به ظاهر از نظر عام دور مانده است و نه جز این، لذا روشن است که در شرایط اقتصادی جاری نه دولت و نه هیچ نیروی دیگری از توان تامین خواسته جامعه و وعده و وعیدهای کارگزاران اداره امور اقتصادی کشور در این زمینه برخوردار نیست، زیرا مرور حتا کوتاهِ کارکَرد اقتصاد کشور در طول بیش از چهار دههِ گذشته گویای آن است که توان اقتصادی سرانه تولید کشور به قیمت های ثابت، به هر دلیل هر روز پیش از یپش به گونه یی چشمگیر کوچک و کوچکتر شده است، و این کاهش و آثار عینی آن در زندگی روزمره جامعه نیز تا زمانی که امکان استفاده از وجوه حاصل از فروش سرمایه های ملی اعم از نفت و گاز و کانی های گرانبها وجود داشت، با وجود هشدارهای مکرر، بنا به اشاره تا حدودی از نظر عام دور و پنهان ماند، و سبب ایجاد و حفظ استاندارد تصنعی زندگی برقرار شد.
بنابراین روشن است که طرفین جدال باید پذیرای این واقعیت باشند که به همان اندازه که توان سرانه تولید اقتصادی کشور به قیمت های ثابت کاهش یافته و کوچک شده است در همان حد و اندازه نیز سفره مردم کوچک و کوچکتر و درنهایت منجر به اعتراض های خیابانی شده است.
بنابراین همانگونه که بارها عنوان شده است کارگزاران اداره امور اقتصادی کشور بایستی با حضور در صحنه و صداقت کامل مورد را با مردم در میان نهاده /یادآور شوند که به هر دلیل، استاندارد تصنعی برقرار بایستی به استاندارد واقعی متناسب با توان سرانه اقتصادی کشور جایگزین شود، استانداردی که مستلزم برقراری قیمت های واقعی کالا و خدمات می باشد که بدون تردید به سادگی مورد پذیرش مردم نخواهد بود. هرچند راه دیگری هم وجود ندارد، از این رو از آنجا که تامین معیشت و گذران زندگی روزمره گروه های آسیب پذیر جامعه نه تنها در ایران بلکه در کلیه کشورهای سراسر جهان از جمله اساسی ترین وظایف دولت ها می باشد بر کارگزاران اداره امور تکلیف است که در انجام این امر با بهره گیری از نظام مطلوب یارانه یی به نحو پیش از این مورد پیشنهاد، تعدیل لایحه بودجه کل کشور با حذف کلیه هزینه های زائد و برقراری اخذ مالیات از درآمدهای اتفاقی و تغییر کاربرد اراضی به منظور تامین منابع یارانه های مشمولان دریافت یارانه، از هیچ اقدامی کوتاهی نورزند.