از فراز و نشيب زندگى نبايد هراسيد
این که سیل وجاری شدن آن ازجمله بلاهای آسمانی یا طبیعی است، به نظر نمی رسد برکسی پوشیده باشد. رویدادی که ذاتاً مخرب است و می تواند درصورت سوء مدیریت در پیش گیری یا رویارویی با آن سامان برانداز و خانمانسوز باشد. همچنان که سیل اخیرا بخش های بزرگی از میهن ما را درنوردید و بارآور خسارت های مالی و جانی فراوان شد. صرف نظر از این که بخش عمده خسارت های مالی و جانی ناشی از جاری شدن سیل های اخیر، به طور قطع و یقین حاصل نبود یا سوء مدیریت اداره امور مربوط بوده است که از روز روشن تر است، به نظر نمی رسد ترمیم خرابی ها و رسیدگی به خسارت دیدگان با توجه به تجربه های بجا مانده از زلزله های بم و کرمانشاه، به این سادگی ها که عنوان و تصور می شود، به این زودی ها واقعیت یابد.
به هر روی ناگفته پيداست كه زندگانی به دور از هرگونه مقدمه چینی همواره با فراز و نشيب همراه بوده و خواهد بود. فراز و نشیبی که دو روی یک سکه و همزاد يكديگرند. راستينه يا واقعيتى كه بنابه اشاره هر دو درگذر زندگانى آدميان را پیوسته به گونه يى مهيا و نامهيا همراه بوده وخواهند بود.
اما باید داتست که هيچ فرهيخته يا داناى نيك انديشى درپى پيامدهاى ناشي از فرآيند اين دو همزاد نه از فرازآن به خودغره می شود، ونه از نشيبش آشفته حال، زيرابه درستى آگاه است كه از پس هرطوفانى،آرامش بازدوباره به دريا باز مى گردد. بنا براین باید در اندیشه ترمیم خرابی های احتمالی ونا به سامانی های ایجادشده ناشی از طوفان بود. ازاین رو بی آنکه از پيامدهاى ناشی ازفرآینداین دودچار غرور يا تشويش شود، درخلوت خودبه درستى به اندیشه بهره گيرى و چاره اندیشی پذيرفته شده همگان برای دست یابی به هدف می نشیند.
از اين روبه دستور دانش اجتماعى و با تکیه بر نظریه علیت، مبنى براينكه هیچ تغییری بدون مهیا بودن زمینه و علت یا علل، اعم ازعمودی یا افقی آن، -که بروز عمودی آن در كل خارج از اراده بشراست، مانند: خشکسالی، زلزله، سیل، بهمن، آتشفشان و ...، اما علت يا علل افقی آن مانند جنگ وخون ریزی، تغييرساختارهاى سياسى كشورها وجامعه هاى انسانى ، اشتباًء محاسبه در اداره امور، با یا بدون فساد و . . . دارای ریشه هایى انسانی می باشند، به ویژه اينكه ناشی ازمدیریت اداره امور و زندگی ناراست روزمره باشند- و برنامه درکار، رخ نخواهد داد، ضمن اینکه درصوت فراهم بودن زمینه و وجود علت یا علل وبرنامه ی درکار گریزی از وقوع آن نیز نخواهد بود.
دراينجا بايد يادآوراين معنا بودكه همچنان كه هم زمينه، و هم علت يا علل مى توانند ساختگى و تصنعى باشند، برنامه تغيير نيز مى تواند وجود داشته باشد يا نباشد. در اين صورت نتيجه كاملا متفاوت خواهد بود .از آنجا كه این مطلب ارتباطى با اين گفتار ندارد، بنابراین از ادامه سخن درباره آن در مي گذريم.
اما، به هر روی، به دستور خرد ناب، بايد پذيرفت و پذيرايي اين اصل راستين و اساسياخلاقي در زندگانيروزمره بود كه هيچ انسان فرهيخته ىى نبايد از برو ز هيچ مشكلى بهراسد، زيرا:" هيچ مشكلي وجود ندارد كه با نيت شرافت مندانه و پشت كار برطرف نشود."
پایان سخن این که به حکم وظیفه و اخلاق و تعهدی که براساس قانون برعهده کارگزاران اداره امور به ویژه امور اقتصادی کشور واگذار است، ترمیم خرابی ها و خسارت های وارده به آسیب دیدگان بایستی راس برنامه های دولت قرار گیرد.
با توجه به آگاهی از وضعیت مالی نامناسب و بی سابقه یی که دولت با آن دست به گریبان است و این که تنها با کاهش قدرت خرید پول ملی توانسته مانع از ورشکستگی بنگاه های مالی، - هرچند برای کوتاه مدت- شود بااین حال مکلف است با حذف کل برنامه های زائد، تشریفاتی و غیر ضرور، اعتبارات مربوط را به ترمیم خرابی ها و خسارات آسیب دیدگان به صورت کاهش هزینه زندگی تخصیص دهد.