چه چیز از آن ماست و در مالکیت ماست

شنبه, 29 تیر,1392 06:19 ق.ظ

 

چه چیزاز آن ما ودر مالکیت ماست؟

 "پیش از پاسخ به این  پرسش که چه چیز از آن ما و یا در مالکیت ماست، باید یادآور شدکه به حکم علم اقتصاد، در کلیه  جامعه های انسانی، چنانچه برای پوشش کسری بودجه و به بیان روشن تر، تامین  هزینه های جاری و گذران زندگی روزمره  مردم از وجوه به دست آمده از فروش ثروت یا دارایی های به سرمایه تبدیل شده استفاده شود، کار، به ویژه کارمولد، رفته رفته ارزش خود را ازدستمی دهد و سبب ایجاد نوعی حق کاذب برای استفاده ازسرمایه و مالغیر می شود. رفتاری که ، در کلیه جامعه های انسانی، بدون استثناء سبب عقب ماندگی، درکلیه شئون اقتصادی/اجتماعی می شود .همچنان که در کشور خودمان، رفتاربا وجوه حاصل از فروش دارایی های طبیعی یا خدادادی و به سرمایه تبدیل شده از جمله نفت و گاز و کانیات گران بهاء، و یا تاسیسات وتصدیات اقتصادی دردست دولت که با استفاده از این وجوه برپا شده است بارآور کاهش ارزش کار مولد گشته، و این تصور ناراست را در اذهان عمومی سبب شده است  که وجوه مورد اشاره،درآمد است، درآمدی متعلق به مردم، اعم از این نسل ویا  نسل های آینده است، بنابراین می توان و باید آن را به دلخواه به مصرف هزینه های جاری وروزمره رساند بی آنکه نیازی به کار مولد باشد."

بنابراین به نظر مى رسد اکنون وقت أن رسیده بأشد که به دور از لفاظی های معمول، و پناه بردن به پردازش سجع وقافیه که حاصل آن جز به بی راهه کشاندن توان اندیشه نیست، آن هم برای لوث کردن پاسخ، یک بار براى همیشه ببینیم واقعا در این دنیاى بزرگ، چه چیز به طور خاص یا عام از آن ماست و به ما تعلق دارد، و یا می تواند به مالکیت ما به عنوان فردی از افراد جامعه انسانی درآید، و ما حق دخل وتصرف ویا استفاده إزآن رابه دلخواه واختصاصى داریم . چه چیز یا چیزهائى دارائی های عمومی اند و ما بى آن که حق دخل و تصرف اختصاصى درآن را داشته باشیم و یامجازبه وارد کردن صدمه به أن باشیم می توانیم به صورت مشاع و گاه اختصاصى إز آن استفاده کرده،ازوجودآن بهره مند شویم؟

به طور نمونه زمین و هوا،  نعمت یا دهش هائى عمومی اند که مابراساس سازوکارهائى مشخص، متفاوت و ویژه ، هریک از آنهارا مورد استفاده قرارداده یا به مالکیت خود درآورده یا تنفس مى کنیم ،بنابراین حق استفاده إز این دو رادر چارجوب ساز و کار یا مکانیزم مربوط به صورت اختصاصى درمورد زمین  و مشاع درمورد هوا داریم ، بى آنکه در مورد هوا حق دخل وتصرف یا آلوده سازى وغیر قابل استفاده کردن آن راداشته باشیم. کأنیات پربهاى هر کشورى نیز مانند هردارائى قابل تبدیل به سرمایه یی که موجودیت أن بسان زمین و هوا نأشى إز کوشش هیچ فردى إز افراد بشر نیست درصورتی که به سرمایه تبدیل شود، جز ارزش افزوده یى که در اثر تبدیل آن به سرمایه قابل عرضه دربازار ایجاد مى شود و متعلق به تبدیل کننده آن دارایی مى بأشد و همچنین مالیاتى که به آن تعلق مى گیرد و از آن دولت است، کلا متعلق به سرزمین محل وقوع آن می باشد. بنابراین با ید از آن براى آبادانى و شکوفائى اقتصادى همان  سرزمین و تحت حاکمیت مربوط مورد بهره گیرى قرار گیرد. فرآیند یا جریانى که اعم إز اینکه به مصرف ایجاد تأسیسات زیر بنائى یا سرمایه گذارى هاى تولیدى  برسد،درهرحال ایجاد فرصت هاى شغلى جدید وشکوفائى اقتصادى  سرزمین مربوط را سبب خواهد شد

بنابراین روشن است که به طور کلی، زمین و نفت و گاز وسایرکانیات اعم ازکمیاب و گران بهاء یا کم بهاء که احدى إز آحاد بشر در ایجاد آنها نقشی نداشته اند، ثروت هاى طبیعى یا به بیان روشن تر، دارائى یا در واقع سرمایه هائى بالقوه یا نا مهیا  مى باشند که براساس موازین پایه های میثاق حقوق بشر متعلق به کره زمین اند و باید براى آبادانى کره زمین مورد بهره گیرى قرارگیرند.اما ازأنجا که براساس قوانین موضوعه، این ثروت هاى  طبیعى در قلمروى حاکمیت هاى گوناگون قرار دارند و در دست ونظارت حاکمیت سرزمین هایی می باشند که در آن جای دارند، متعلق  به همان کشورند، البته کشور و نه مردم  یا دولت هاى آن کشورها، بنابراین بایدبراى آبادانى همان کشور إز أن بهره جست و نه جز آن!همچنان که در گذشته نه چندان دورنیزتااندازه یى چنین بوده است اگر نه صددرصد.

 اما اینکه برخى براین باورند که ادارایی ها یا ثروت های ملى متعلق به مردم است، اعم إز این نسل یا نسل هاى آینده ، پندارى ناراست است. این استدلال که چنانچه این دارائى ها به کشور تعلق دارند، ازآنجا که کشور متعلق به مردم است ، بنابراین متعلق به آنهامی باشد ،این هم باز باورى ناراست است.زیرا مردم إزآن این یا آن آب و خاکند و نه برعکس.بنابراین وجوه ناشی از فروش دارائی های عمومی به سرمایه تبدیل شده را نباید به مصرف هزینه های روزمره مردم و یاهزینه های جاری رساند زیرا حاصل آن جز فقر فراگیر و همه جانبه ی فسادآفرین نخواهد بود. بنابراین باید به درستی پذیرفت که:چیزی جزحاصل کار ما و کار و دسترنج پدران مااز آن ما نیست

دکترامیر هوشنگ امینى- پژوهشگر اقتصاد سیاسى